خرید بک لینک

وبلاگ دکتر حسین خسروی

متن شعر:

مرغِ سحر نالِه سر کن

داغِ مرا تازه‌تر کن

ز آهِ شَرربار، این قفس را

بَر شِکَن و زیر و زبر کن

بلبل پَر بسته زِ کُنجِ قفس درآ

نغمه‌ی آزادیِ نوعِ بشر سرا

وَز نفسی عرصه‌ی این خاک‌توده را

پُر شَرر کن

ظلمِ ظالم، جورِ صیّاد

آشیانم، داده بر باد

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت

شامِ تاریکِ ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است

ابرِ چشمم، ژاله‌بار است

این قفس، چون دلم تنگ و تار است

شعله فِکن در قفس، ای آهِ آتشین!

دستِ طبیعت! گُلِ عمر مرا مچین

جانب عاشق، نگه ای تازه‌گُل! از این

بیش‌تر کن

مرغِ بی‌دل

شرحِ هجران

مختصر، مختصر کن

ْ

مقدمه
مرغ سحـر یکی از مشهورترین ترانه‌های ایرانی است. آهنگ آن را موسیقی‌دان و نوازنده‌ی شهیر ایرانی، مرتضی‌خان نی‌داوود (١٢٧٩ خورشیدی، تهران- ١٣۶٩ سان‌فرانسیسکو) ساخته، سپس محمدتقی بهـار (۱۲۶۵ مشهد - ۱۳۳۰ تهران) بر اساس این آهنگ، شعرِ ترانه را سروده است.
این اثر نخستین بار در ١٣٠۶ خورشیدی در جشنی به مناسبت هفتمین سال انتشار روزنامه‌ی ناهید اجرا شد و نخستین ضبط آن هم در پاییز همان‌سال با صدای ملوک ضرابی و تار نی‌داوود روی صفحات گرامافون (آوانِگار) به بازار آمد.
محبوبیت این ترانه و انتشار گسترده‌ی آن از طریق صفحات آوانِگار، به‌ مذاق حاکمان خوش نیامد و یک ماه پس از انتشار، شهربانی صفحات آن را جمع‌آوری کرد. این اقدام باعث شد در بازار سیاه قیمت هر صفحه‌ی گرامافون از پانزده ریال به چهل و پنج ریال و حتی بیش‌تر برسد.
آهنگ مرغ سحر در ماهور آغاز می‌شود و در قسمت پایانی با گوشه‌ی دلکش به شور پرده‌گردانی می‌کند. در شعر بهار هم این بخش با مصراعِ پرده‌ی دلکش بزن ای یار دلنشین همزمان شده.
پیش از آن نیز بهار، بخشی از آهنگ را که در گوشه‌ی شکسته اجرا شده، با مصراعِ ظلم ظالم، جور صیاد هماهنگ کرده است.
تصنیف مرغ سحر را خوانندگان بسیاری خوانده‌اند، از جمله: ایران‌‌الدوله هلن، جلال تاج‌ اصفهانی و ملوک ضرابی (در ١٣٠۶)، جمال صفوی (١٣٠٧)، نادر گلچین (در گل‌های تازه، شماره‌ی ١۵٠)، هنگامه اخوان (در گل‌های تازه، شماره‌ی ٢٠١)، شهلا سرشار (١٣۶٣، در مراسم بزرگداشت مرتضی نی‌داوود، لس‌آنجلس)، محمدرضا شجریان (١۳۶٩، آمریکا)، فرهاد مهراد (١٣٧٩)، هوشمند عقیلی، فاضل جمشیدی، محمدعلی گلپایگانی(گلریز)، همایون شجریان، ستار، اکی بنایی (اکرم)، هاله، گیسو شاکری، مهناز معمار، سعید جعفرزاده (همای)، صهبا مطلبی، سالار عقیلی، شکیلا، گوگوش، مینو جوان، لیلا فروهر، محسن نامجو، رضا صادقی، مهدیه محمدخانی و ضابط نبی‌زاده.
در سال ۲٠١٩ م. نیز نسخه‌ای از اجرای مشترک همایون شجریان و عبیر نعمه (هنرمند مسیحی لبنانی) منتشر شد.


شرح مفردات:
مرغ سَحَر: هزاردستان، هزارآوا، بلبل، عندليب (nightingale)
ناله: نغمه، فریاد، آوا، آواز، آوای حزین، شِکوه (Song)
ناله سر کن: فریاد بزن، آواز حزین بخوان، شروع کن به آوازخوانی (song a sing, querimo, Wail)
داغ: مُهر، نشان، نشانه، جای سوزانده شده با آتش، مُهر و نشانی که با آهنِ گداخته بر جایی از بدن (انسان یا حيوان) گذاشته شود، همچنین به معنای حُزن، اندوه و غم
شَرر: اخگر، آتش‌پاره، لَخشه، جرقه (spark)
شَرربار: آتشين، شعله‌ور، آتش‌بار، آنچه از آن ریزه‌های آتش ببارد. (scintillant)
آهِ شرربار: آه آتشين و سوزان
برشکن: بشکن، ویران کن، فعل امر از برشکستن
شکستن: خُرد کردن، ریزریز کردن، ویران کردن، کسر (break up, comminute)
زیر: پایین، ته، تحت
زَبَر: بالا، فوق
زیر و زبر کردن (زیر را زبر کردن): از بین بردن، نابود کردن، إنهدام (destroy completely)
پَر بسته: پرنده‌ای که پر و بالش را بسته باشند و نتواند پرواز کند، گرفتار، اسیر، در بند، مُقیّد، محبوس
کُنج: گوشه، طَرْف
درآ: بیرون بیا (امر از مصدر درآمدن: بیرون‌شدن، خروج)
از کنج قفس درآ: خود را بِرهان، از گوشه‌ی قفس بزن بیرون
سرا: فعل امر از سرودن و سرایيدن به معنی آواز خواندن
عرصه: ميدان، جولانگاه
توده: کُپّه، پُشته، تَلّ
خاک‌توده: توده‌ی خاک، یک کُپه خاک؛ کنایه از زمین (کُره‌ی خاکی)
شَرر: آتش‌پاره (spark)
جور: بدی، جفا، ظلم
بر باد دادن: به کنایه یعنی نابود کردن
شام: شب
بار (بَر): محصولِ درخت و درختچه و بوته، میوه و گل و شکوفه
گل به بار است: گل‌ها شکفته‌اند، غنچه‌ها به گل تبدیل شده‌اند.
ژاله: شبنم، قطره‌ی آب
ژاله‌بار: بارانی، مُمطِر، rainy
تار: تیره، تاریک، سیاه، گرفته
شعله: افرازه، زبانه‌ی آتش، الو
آه: دَم، نفس
آهِ آتشين: نَفَس گرم، دمِ سوزان، آواز جانسوز
تازه‌گل: گل نوشکفته، نودميده، استعاره از محبوب
بی‌دل: آن که دل از کف داده است، غمگين، دل‌تنگ، عاشق، شيفته، مفتون
مرغ بی‌دل: منظور بلبل است
مختصر: کوتاه، کم

ْ

معنای شعر:
ای پرنده‌ی سحرخوان! نغمه‌ای محزون و غمگينانه بخوان.
(من عمری‌ست گرفتارم) با نغمه‌ات حسّ و حالم را بگردان
و با نفس آتشینت این قفس را در هم بشکن و نابود کن.

ای پرنده‌ی اسیر! خود را از گرفتاری برهان.
سرود آزادی انسان‌ها را بخوان
و با نفس گرمَت سراسر زمین را پر از شور و شادی کن.

جور و جفای صيادِ ستمگر آشيانه‌ام را ویران کرده.
ای خدا! ای کائنات! بساط ظلم و ستم را در هم بپيچيد
و این شب سياه را به صبح شادی و آزادی تبدیل کنيد.

بهار آمده و گل‌ها شکفته‌اند، ولی (من از بخت بد غمگینم و) چشمم مثل ابر بهار اشک می‌بارد.
اسیر قفسی هستم که همچون دلم تنگ و گرفته است.

ای آهِ آتشین! این قفس را بسوزان
ای طبيعت! گُل عُمرَم، جوانیم را، از من مگیر. (بگذار در این بهارِ خرّم شادمان باشم.)
ای یار! ای گُل نوشکفته! به منِ عاشق بیش‌تر توجه کن.

ای پرنده‌ی عاشق و محزون!
(ای شاعر غمگین!)
ناله از جدایی را بس کن.

ْ

پی‌نوشت:
اسم مرکبِ «خاک‌توده» اضافه‌ی مقلوب است که با جابه‌جایی مضاف و مضافٌ‌الیه (توده‌ی خاک) به شکل کنونی درآمده است و به معنای کُپّه و پشته‌ای از خاک است. در قدیم به پشته‌های خاک نیز که کودکان برای بازی می‌ساختند خاک‌توده گفته می‌شد:
خاقانیا! نه طفلی؛ از این خاک‌توده چند؟
مرد آن‌که خطِّ نَسخ بر این خاکدان کشید
(شاعر به خود می‌گوید: بچه نیستی که با کُپه‌ی خاک مشغول بازی و سرگرمی شوی. تو مردی و مرد واقعی کسی است که بر این دنیای خاکی قلم بکشد.)
گفتنی‌ست که از آغازِ شهرت مرغ سحر، برخی افراد و جریان‌ها در اشتباهی بسیار فاحش و تا حدی مُضحِک، واژه‌ی «توده» را به معنی عامه‌ی مردم یا انبوه جمعیت پنداشتند و از آن مفهوم سیاسی و حزبی (یعنی اشاره به حزب توده) برداشت کردند و این تصور نادرست باعث به وجود آمدن حواشی عجیب و غریب برای آن شد، در حالی که در این شعر اصلا کلمه‌ی «توده» به تنهایی به کار نرفته بلکه اسم مرکبِ «خاک‌توده» وجود دارد (مانند ریگ‌توده) به معنای توده‌ یا کُپّه‌ی خاک و کنایه از کره‌ی زمین که در شعر خاقانی هم به همین معنا به کار رفته است، همچنان‌که در این بیت از سنایی نیز دقیقا به همین معناست:
بر فلک، ز آن مسیح سر بفراشت
که بر این خاک‌توده، خانه نداشت
(مسیح از آن روی توانست به آسمان‌ بر رود که بر زمین خانه و دلبستگی نداشت.)

Hossein-Khosravi
t.me/abshartalaee
baran1222.blogfa.com


برچسب‌ها: , , ,
 نوشته شده در  هشتم فروردین ۱۴۰۴ساعت 22:36&nbsp توسط حسین خسروی  | 

 

برچسب: نویسنده: باربد قنبری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 18:38

صفحه بندی